پایان مدارا

همه می دانند که اصلاح طلبان و جریان سبز حتما می خواهد برای انتخابات ریاست جمهوری گزینه داشته باشند

این گزینه باید چه ویژگی هایی داشته باشد:

1- از سد شورای نگهبان با کمترین استرس عبور کند
2- علقه هایش با جریان سبز انکار ناپذیر و محکم باشد
3- بتواند یشترین فاصله را با احمدی نژاد داشته باشه که قابلیت ایجاد موج داشته باشد
4- قدرت تعامل از موضع بالا با رهبری را داشته باشد
5- رای دهندگان در سیمای او بتوانند قیافه رییس جمهوری که می تواند مشکلات اقتصادی را حل کند، با امریکا رابطه برقرار کند و ... را ببینند.
6- نماد نمایش ناکارامدی دوران هشت ساله گذشته(کل جریان اصولگرا اعم از دولت و سپاه و مجلس و قوه قضاییه و ...) باشد
7- بتواند نشان دهد که رهبری انقلاب در جریان سال 88 اشتباه کرد!


گزینه ها:
1- عارف (حرفش را هم نزنید)
2- خاتمی (عمرا نظام راضی به بازگشت به دوران او بشود)
3- سید حسن خمینی (هیچ یک از ویژگی های 6 گانه را ندارد+ بر خلاف تصور موجود قدرت بسیج توده ها را هم ندارد و از جوانی اش فقط ناکارآمدی و کارنابلدی را در ذهن می اورد)
4- [...] چرا که نه! 

تبصره1: برخلاف انتخابات مجلس، ریاست جمهوری شرط سنی ندارد

تبصره2: او عاشق قهرمانان تاریخ است. کتاب «امیرکبیر یا قهرمان مبارزه با استعمار» را خوانده اید؟ بعضی اوقات شکست هم می تواند فردی را قهرمان کند!
تبصره 3: وضعیت کنونی فائزه و مهدی بسیار عالی است! آنها دقیقا در موضع خودشان قرار دارند.
تبصره 4: گره زدن همه مسائل به رابطه با امریکا و نشان دادن یک فرد که می تواند این گره را حل کند حتی می تواند بالاتر از همه شایعات 40 ساله باشد و این استدلال را بسازد که « اگر می خورند حداقل یه کاری هم می کنند!»

دو استراتژی اسلامی برای انقلابی ماندن

یه بار یه بنده خدایی می گفت ریشه بزرگترین انحراف های مذهبیون و انقلابیون در سالهای بعد از انقلاب اشتباه در تعریف زمین بازی بود. آنها انرژی فراوانی داشتند اما به خاطر محدودیت های زمانی و مکانی دچار دگماتیسم در یک محدوده خاص می شدند. مثلا مهدی هاشمی معدوم انرژی فراوانی داشت ولی می خواست این انرژی را در قهدریجان و اصفهان خالی کند ، نتیجه اش می شد این که شمس آبادی مرحوم و چهارتا مخالف کوچک دیگر هدف اولش می شدند. وقتی او را در یک موقعیت بزرگتر یعنی نهضت های ازدی بخش گذاشتند عملکردش بهتر شد (هرچند انجا هم تندروی های خاص خودش را داشت)


امام خمینی هنرش این بود که با دو استراتژی همه ظرفیت ها و انرژی ها را به کار گرفت:
1- اصلی -فرعی کردن موضوعات : یعنی امام مثلا درباره کتاب شهید جاوید و ماجرای علی شریعتی سکوت کرد نه مخالف و نه موافق و این به معنای بی نظر بودن امام نبود
امام در ماجرای دعوای ملی ها با مذهبی ها در دهه 30 (مصدق و کاشانی) سکوت کرد، وفقط سه سال پس از پیروزی نهضت بود که ان جمله تاریخی را گفت و دیگر هیچ نگفت!
مثلا امام در حالی که در نجف 15 سال در محاصره متحجرین بود، یک کلام علیه آنان سخن نگفت و یک بار هم نکوشید تا در علن به آنها تذکری دهد، چرا که امام مسئله اصلی را مبرزه با شاه می دانست و تنها در آخر عمر بود که در جمله ای به گلایه پرداخت، آن هم زمانی که ماجرای مصداق سالبه به انتفاع موضوع شده بود!
2- امام به مسئله هجرت به عنوان یک استراتژی اسلامی توجه ویژه داشت. هم هجرت فیزیکی و هم هجرت ذهنی. مثلا امام مشوق شهید مطهری بود که برای فرار از مسئله مبتلا به حوزه ها در اواخر دهه 30 به تهران هجرت کند و هم او در سال 56 به شهید مطهری دستور داد تا برای تدریس فلسفه به قم برود!

تحلیل غلط یا اقتضای ذات

 " آقای هاشمی دیگر آن فردی نیست که برای رفع اختلافات و عبور از بحران‎ها و مدیریت روابط بین قوا و تصمیم گیری‎‎های کلیدی بخواهیم به او تکیه کنیم. درواقع ایشان اساسا نمی‎تواند به مصلحت خود برسد، چه رسد به کشور. بنابراین نمی‎تواند در چنین جایگاهی باشد. تشکیل هیأت حل اختلاف بین قوا از سوی رهبر انقلاب خیلی واضح نشان داد که مجمع تشخیص مصلحت ديگر آن کارکرد خود را در حل اختلاف بین قوا از دست داده است. آقای هاشمی اگر بی‎طرفی و مصلحت‎اندیشیاش برای نظام را حفظ کرده بود، هیچ نیازی به این هیأت نبود. نفس تشکیل آن کمیته به‎معنای کاهش نقش سیاسی مجمع و گرفته شدن بخشی از اختیارات مجمع، به‎دلیل کاهش صلاحیت برای انجام آن امور بوده است. این ابتکار ارزشمند خود نشانه دیگری از جایگاه اعتلا بخش ولایت فقیه در بهبود سازوکار توسعه و آبادانی کشور و رفع نقایص و جلوگیری از اشتباهات و تأویل‎‎های متفاوت از قانون خواهد بود.  (1)


این جملات بخشی از مصاحبه دکتر غلامحسین الهام درباره منطق حضور برخی افراد در مجمع تشخیص مصلحت نظام نیست، بلکه بخشی از یادداشت دبیر محترم سرویس سیاسی روزنامه کیهان در هفته نامه پنجره وابسته به آقای علی زاکانی است که اظهار می دارند هاشمی رفسنجانی نمی تواند به مصلحت خود برسد چه برسد به مصلحت کشور! این اظهارات به هیچ و جه سخیف و مضحک نیست و نیازمند آن نیست که یک کارتل رسانه ای وابسته به حلقه های قدرت و ثروت در چند روز پیاپی در بوق و کرنا برای جنجالی کردن آن بدمد.

روز گذشته روزنامه کیهان به مدیرمسئولی آقای حسین شریعتمداری در خبری ویژه با تیتر «سوت و كف ضد انقلاب در استقبال از يك اظهارنظر سخيف » به بررسی گفتگوی دکتر الهام با سایت رجانیوز پرداخته و در اقدامی عجیب صفات و القابی مانند «نسنجيده و تعجب آور» ، «توهين آميز» را به سخنان دکتر الهام نسبت داده و سه بار در یک خبر 7 خطی این سخنان را «سخیف» دانسته است.

درباره این خبر روزنامه کیهان گفتنی است :

1- عدم انتشار متن سخنان دکتر الهام درباره مجمع تشخیص مصلحت نظام و منطق حضور برخی افراد در این مجمع در خبر ویژه کیهان نشان می دهد که نویسنده خبر و تایید کننده آن تمایلی به تنویر افکار عمومی ندارد و تنها می خواهد با استفاده پرتکرار از عناوینی مانند سخنان سخیف و کد آوردن از استفاده رسانه های غیر اصولگرا از سخنان، خواننده را به محکومیت سخنان دکتر الهام وادارد، بدون آن که متن سخنان را خوانده باشد.

2- بی ادبی و بی نزاکتی نویسنده خبر ویژه کیهان در برابر کسی که در سمت هایی مانند استاد دانشگاه تهران حماسه ای چون سخنرانی در نماز جمعه 25 تیر 1378، در سخنگویی شورای نگهبان حماسه در روز 27 خرداد و بستن راه وزارت کشور دولت خاتمی برای تقلب بزرگ، در سخنگوی دولت بازگرداندن شان و مرتبه سخنگوی دولت جمهوری اسلامی را در کارنامه دارد، تنها می تواند نشان دهنده اقتضای ذات گردانندگان محافل پیچیده در دفع کردن بهترین نیروهای انقلاب باشد.

3- گرچه در روزهای پیش محمدرضا باهنر که خود یکی از اصلی ترین مخاطبان سخنان دکتر الهام بود و مصطفی پرومحمدی که از هم اکنون به انتخابات سال آینده ریاست جمهوری فکر می کند، به سخنان دکتر الهام اعتراض کرده بودند اما شیطنت خبرگزاری مهر در انتشار خبر سخنان حجت الاسلام و المسلمین صدیقی استاد اخلاق که در چند ماه گذشته یکی از سخنرانان جلسات جبهه پایداری انقلاب اسلامی بود، خود می تواند نشان دهنده عمق طراحی ها برای تخریب نیروهای انقلاب به دست سیاست بازان مدعی تحول خواهی بود. امیدوارم رسانه هایی که بی مهابا سخنانی ناشایست را به بزرگان نسبت می دهند، جرات آن را داشته باشند در مقام محاجه متن دقیق پرسش و پاسخ خود و یا در صورتی که به خود مطمئن هستند فایل صوتی این گفتگو را منتشر کنند.

4- روزنامه کیهان با توصیفات خاص خود اظهار داشته که سايت متعلق به حلقه ماسوني لندن از اظهارات دکتر الهام سواستفاده کرده است، در حالی که وقتی به  خبر مورد اشاره روزنامه کیهان مراجعه می کنیم، تنها چیزی که قابل مشاهده است استفاده این سایت از متن خبر یکی از سایت های خبری اصولگرا است که مدعی تحولخواهی است! و شاید بتوان گفت سایت جرس بیشاز سخنان دکتر الهام از پاسخ های آقایان پورمحمدی و باهنر بهره برده که متن کامل آنها را به مانند یک سایت هوادار منتشر کرده است.

5- نویسنده خبر ویژه روزنامه کیهان همچنین از بازتاب سخنان دکتر الهام در روزنامه های اصلاح طلب ابراز نگرانی است که این نیز از طنز روزگار است که در هفته های گذشته جمعی از اصولگرایان مانند آقایان زاکانی، نادران، سروری و توکلی به همراه جمعی از اصلاح طلبان مانند آقایان پزشکیان ، قنبری و اکبرنژاد طرح استیضاح وزیری را به درست یا غلط امضا کرده بودند و روزنامه های هر دو طیف اخبار رجزخوانی های آنان را منتشر می کردند و روزنامه کیهان نیز هیچ احساس ناراحتی از مسئله نمی کرد!

6- کاش روزنامه کیهان که ادعای محوریت رسانه های حزب الهی را دارد(گرچه به عمل کار برآید به سخندانی نیست) به جای تلاش برای محکوم کردن دکتر الهام ، این سخنان هرجند به زعم نویسنده کیهان «سخیف» را به نقد می کشید و به سوالاتی مانند چرایی حضور آقای هاشمی رفسنجانی در راس مجمع تشخیص مصلحت نظام، چرایی حضور افرادی مانند آقای مجید انصاری که به گفته بولتن های منتشره چیزی از موسوی خویینی ها در طراحی های فتنه کم نداشت در مجمع و آقای محمدرضا باهنر که خود روزنامه کیهان انتقادات شدیدی به مواضعش دارد و اگر بیکار سیاسی شود عنقریب است که به سرنوشت عطاالله مهاجرانی دچار شود ، پاسخ دهد. همچنین روزنامه کیهان دلیل نقدهایش به هاشمی رفسنجانی در سالهای گذشته را توضیح دهد و بگوید اگر این نقدها درست بوده و آن چنان که دبیر سیاسی روزنامه کیهان می نویسد که او مصلحت خودش را نیز نمی تواند تشخیص دهد، چرا ایشان بالاتر از روسای سه قوه و ده ها تن از شخصیت های برجسته و موجه نظام مانند سردار فیروزآبادی، آیت اله جنتی، آیت الله محمد یزدی و ... باید همچنان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام باشد. پاسخ به این سوالات و عدم ارجاع آن به ولایت پذیری و پذیرش امر ولی (که سابقه نشان داده که دکتر الهام و امثال او کارنامه درخشان تری از برخی مدعیان دارند) می تواند نشان دهد که نوع نگاه آقای حسین شریعتمداری به امر ولی ، ولایت پذیری و نقش افراد فوق الذکر در ماجراهای چند سال گذشته چیست؟

7- این روزها و با نزدیک شدن به دور دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی بیش از همه خودم را به تقوی و وحدت کلمه دعوت می کنم.

(1) شماره 129 نشریه پنجره، ص 66