خيلي وقت بود چيزي ننوشته بودم. مي خواستم از نامه اقاي توکلي به خودم درباره پست قبلي و جوابم به ايشان، کردان، رحيمي و ... بنويسم ولي به دلايل مختلف ننوشتم

اما اين خبرها را که ديدم به نظرم يک نکته قابل توجه بود

اول خبرها را ببنيد:

حركتي استثنایی در همايش گردشگري!

واکنش آیات اعظام صافی گلپایگانی و مکارم شیرازی به اهانت به قرآن

واكنش خطيب جمعه تهران به اقدام سازمان ميراث فرهنگي

دوران جاهليت در سازمان ميراث فرهنگی

واکنش زاکاني به اهانت به قران

مشایی سیبل شده است؟ (+فیلم مراسم جنجالی)

ودر نهايت استعفاي معاون سازمان ميراث فرهنگي

کاري به حواشي اين قضيه که آيا اهانت به قران صحت دارد يانه و اين که مراجع بزرگوار فيلم را نديده اظهار نظر کرده اند و فتنه انگيزي بعضي ها که رگ غيرتشان در گفتگو با خبرگزاري معلوم الحال ايلنا ورم کرده ندارم.

مسئله من نمايش تمام عيار بي بندوباري سياسي و اسلام آمريکايي در اين ماجراست. آنجا که معيارهاي انتقاد و حمله عوض شده و دشمن و بغض يک نفر ممکن است دين و ايمان ديگري را بر باد دهد.

بگذاريد اول از مهدي جهانگيري برادر اسحاق جهانگيري عضو ارشد کارگزاران سازندگي و وزير صنايع دولت خاتمي بگويم.

شايد اگر ماجراي زمينخواري در سيرجان را پيگيري مي کرديد، نام بهرامي عضو شوراي اول و دوم سيرجان را شنيده باشد که جهانشاهي محبوس اعتراضات فراواني به او مي کرد. بهرامي را نماينده زمينخواران در شوراي شهر سيرجان مي دانستند. سيرجاني ها مي دانند که بهرامي برادر زن مهدي جهانگيري است و همه جا به اعتبار مهدي و برادرش حاج اسحاق ترکتازي مي کرده است...

بگذريم

بازهم کرمانيها مي دانند که مهدي جهانگيري کارمند ساده اي در آموزش و پرورش بود و به ناگاه با حمايت حسين مرعشي، مدير کلي در استانداري کرمان شد و با رفتن مرعشي به معاونت خاتمي و رسياست سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ، جهانگيري به تهران آمد و رئيس شرکت گسترش هتل ها و مهمانخانه ها شد و پس از ابقا در دوران مشايي  ، اوايل امسال به معاونت سرمايه گذاري سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري برگزيده شد...

باز هم بگذريم

نميدانم چرا اين بزرگان که براي دف زدن چند زن با لباس محلي نعرهشان هواست به داد طلبه بيچاره سيرجاني نرسيدند. اويي که بايد به خاط دادزدن ۳ سال زندان برود...

آقاي زاکاني و باقي بزرگان!

 به والله ما از شما به مشايي بيشتر انتقاد داريم و اصولا او را به رسميت نمي شناسيم، ولي برايتان دعا مي کنيم که شامل کساني که حضرت آقا نفرينشان کردند که خداي متعال از آنها نمي گذرد نباشيد!

 و در نهایت من باب تذکر

فضاى تبليغاتى كشور، فضاى مطبوعاتى كشور، فضاى تبليغات سياسى كشور به هيچ وجه فضاى خرسندكننده‏اى نيست. ما بايستى از اسلام براى عمل خودمان، براى رفتارهاى خودمان، براى موضعگيرى‏هاى خودمان درس بگيريم و بدانيم بقاى نظام اسلامى، بركات الهى، تفضلات و رحمت الهى تا وقتى است كه ما پايبند و مقيد باشيم. خدا كه با ما قوم و خويشى ندارد. بارها من عرض كرده‏ام بنى‏اسرائيل همان كسانى هستند كه خداى متعال در قرآن مكرر ميفرمايد: «اذكروا نعمتى الّتى انعمت عليكم و انّى فضّلتكم على العالمين». خدا بنى‏اسرائيل را بر عالمين تفضيل داد؛ اما همين بنى‏اسرائيل به خاطر اينكه لوس شدند، قدر نعمت خدا را ندانستند و كفران كردند، «كونوا قردة خاسئين»، «ضربت عليهم الذّلّة و المسكنة»؛ تبديل شدند به اين.

وقتى رحمت الهى براى ما پيش خواهد آمد كه مواظب و مراقب خودمان باشيم؛ مراقب حرف زدنمان، مراقب اقدام كردنمان، مراقب تبليغاتمان. اين فضاى بى بند و بارى در حرف زدن، در اظهارات عليه دولت، عليه كى‏ به خاطر اغراض، اينها چيزهائى نيست كه خداى متعال از اينها به‏آسانى بگذرد. آن وقت كسانى خطا ميكنند، خداى متعال «و اتّقوا فتنة لا تصيبنّ الّذين ظلموا منكم خاصّة»؛بله اينجورى است. بعضى از ظلمها، بعضى از كارها هست كه نتيجه و اثر آن دامن همه، نه فقط دامن آن ظالم را ميگيرد؛ بر اثر رفتار يك عده‏اى كه در گفتار خودشان، در عمل خودشان، در قضاوت خودشان ظلم ميكنند. بايد مراقب اين چيزها بود.